| ایستگاه فضایی بینالمللی ISS |
|
|---|---|
| تصویر ایستگاه فضایی بینالمللی در مدار زمین، که در ۱۴ آبان ۱۳۸۶ توسط فضاپیمای دیکاوری برداشته شدهاست. | |
| نشان ایستگاه فضایی بینالمللی | |
| ویژگیهای ایستگاه فضایی بینالمللی | |
| سرنشین دائم: | ۳ نفر |
| تاریخ پرتاب: | ۲۹ آبان ۱۳۷۷ (۲۰ نوامبر ۱۹۹۸) |
| پرتاب از: | پایگاه فضایی بایکونور پایگاه فضایی کندی پایگاه فضایی گویان |
| جرم: | ۲۴۵٬۷۳۵ کیلوگرم (آمار ۳ اسفند ۱۳۸۵) |
| درازا: | ۵۸٫۲ متر |
| پهنا: | ۴۴٫۵ متر (از ازوزدا تا دستینی) ۷۳٫۱۵ متر (با احتساب صفحات خورشیدی) (آمار ۳ اسفند ۱۳۸۵) |
| فضای قابل زیست: | ۴۲۴٫۷۵ متر مکعب |
| فشار هوا: | ۱۰۱٫۳ کیلوپاسکال معادل ۷۵٫۹۷ سانتیمتر جیوه |
| اوج: | ۳۳۹ کیلومتر (آمار ۲۶ بهمن ۱۳۸۶) |
| حضیض: | ۳۳۱ کیلومتر (آمار ۲۶ بهمن ۱۳۸۶) |
| زاویه شیب مدار: | ۵۱٫۶۴۱ درجه (آمار ۲۶ بهمن ۱۳۸۶) |
| ارتفاع عمومی مدار: | ۳۴۰٫۵ کیلومتر |
| میانگین سرعت: | ۲۷۷۴۳٫۸ کیلومتر بر ساعت |
| پیمودن یک مدار کامل: | ۹۱٫۳۴ دقیقه |
| گردش روزانه در مدار زمین: |
۱۵ دور (دقیقاً ۱۵٫۷۸ دور) (آمار ۲۶ بهمن ۱۳۸۶) |
| تعداد روز در مدار: | ۳۴۵۰ روز (تا ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷) |
| تعداد روز در مدار با سرنشین: |
۲۷۳۹ روز (تا ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷) |
| تعداد گردشهای مداری: | ۵۴۴۴۸ دور (تا ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷) |
| مسافت پیموده شده: | ۲ میلیارد کیلومتر |
| پیکربندی ایستگاه فضایی بینالمللی | |
| پیکربندی ایستگاه فضایی بینالمللی تا اکتبر ۲۰۰۷ | |
ایستگاه فضایی بینالمللی (به انگلیسی: International Space Station)
یک ایستگاه فضایی است که با مشارکت بیش از ۱۵ کشور ساخته میشود. این ایستگاه فضایی در مدار زمین و در ارتفاع ۳۵۰ کیلومتری از سطح زمین در حرکت است. سرعت آن در مدار معادل ۲۷٬۷۰۰ کیلومتر بر ساعت است، که به این ترتیب روزی ۱۵ بار به دور سیاره زمین گردش میکند. ساخت این ایستگاه فضایی هنوز ادامه دارد و تکمیل آن برای سال ۲۰۱۰ پیشبینی شده است. پس از تکمیل، ایستگاه فضایی بینالمللی ۴۵۰ تُن وزن خواهد داشت، و ۱۲۰۰ متر مکعب فضای کار، پژوهش و زندگی برای فضانوردان فراهم خواهد آورد.[۱] ایستگاه فضایی بینالمللی در شب بصورت ستارهای متحرک با چشم غیرمسلح قابل رؤیت است.[۲]
این ایستگاه محصول همکاری مشترک سازمان ناسا، سازمان فضایی روسیه، سازمان فضایی اروپا،[۳][۴] سازمان فضایی ژاپن، و سازمان فضایی کانادا است. سازمان فضایی برزیل از طریق همکاری با ناسا با این برنامه مشارکت میکند. سازمان فضایی ایتالیا، هم به عنوان یک عضو فعال در سازمان فضایی اروپا، و هم بطور مستقل در برنامه ایستگاه فضایی مشارکت میکند. سازمان فضایی چین نیز علاقه خود را برای پیوستن به جمع مشارکتکنندگان، به ویژه از طریق همکاری با سازمان فضایی روسیه اعلام داشته است.[۵][۶]
ایستگاه فضایی بینالمللی در حقیقت فرزند و ترکیبی از چندین پروژه فضایی است که قبلاً توسط کشورهای مختلف برنامهریزی شده بود. از جمله این برنامهها میتوان به ایستگاه فضایی میر-۲ (روسیه)، ایستگاه فضایی آزادی (آمریکا)، آزمایشگاه فضایی کلمبوس (اروپا) و آزمایشگاه فضایی کیبو (ژاپن) اشاره کرد.
حضور فضانوردان در ایستگاه فضایی بینالمللی از آغاز نخستین ماموریت در ۱۲ آبان ۱۳۷۹ تاکنون بدون وقفه ادامه داشته است.[۷] این ایستگاه در حالت عادی ظرفیت سه سرنشین دائمی را دارا است، اگرچه هنگام اتصال فضاپیماها و ورود اردوهای جدید، تعداد فضانوردان درون ایستگاه بطور موقت تا ۱۰ نفر هم افزایش مییابد. یک فروند فضاپیمای سایوز با ظرفیت ۳ نفر بطور دائمی برای تخلیه اضطراری ایستگاه در هنگام خطر به آن متصل است. پس از تکمیل ایستگاه در سال ۲۰۱۰، ظرفیت عادی آن به ۷ نفر خواهد رسید، که این تعداد برای انجام تمام پژوهشها و آزمایشهای برنامهریزی شده ضروری است.[۱][۸] در ابتدای کار ایستگاه، سرنشینان آن از سازمانهای فضایی روسیه و آمریکا انتخاب میشدند، تا اینکه در ژوئیه ۲۰۰۶ یک فضانورد آلمانی سازمان فضایی اروپا، در قالب اردوی ۱۳ به ایستگاه فضایی بینالمللی سفر کرد. تاکنون روی هم رفته فضانوردانی از ۱۶ کشور جهان در این ایستگاه اقامت کردهاند؛ این تعداد شامل ۵ توریست فضایی نیز هست؛ انوشه انصاری در روز ۲۷ شهریور ۱۳۸۵ به ایستگاه فضایی بینالمللی وارد شد و ۹ روز در آن اقامت داشت.[۹][۱۰] در حال حاضر فضاپیماهای سایوز، پروگرس، شاتل فضایی، و فضاپیمای ترابری خودکار مسئولیت رساندن سرنشین، خدمات و پشتیبانی را به ایستگاه فضایی بر عهده دارند.
تکمیل ساخت ایستگاه فضایی بینالمللی برای سال ۲۰۱۰ میلادی برنامهریزی شده است. تخمین زده میشود که جمع هزینههای این ایستگاه از آغاز ساخت تا پایان حدود ۱۰۰ میلیارد یورو باشد.[۴] به این ترتیب، ایستگاه فضایی بینالمللی پرهزینهترین دستگاه ساخته شده در طول تاریخ بشر است.[۷]
ایستگاه فضایی بینالمللی معمولا با مخفف نام انگلیسی آن یعنی ISS نامیده میشود.
نوروز
نوروز یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن میگیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب میشود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
شب يلدا برگي از تمدن كهن ايران
اهالي مهربان و بي ادعاي اين مرز و بوم، روزگاري نه چندان دور، در ميان همه سردي و سياهي زمستان، شبي را پاس ميداشتند كه پيش از هر چيز نمايشگر انس و الفتي بود كه كودكان سرخوش و بزرگترهاي سبك خيال آن زمان، در زير لحاف سنگين كرسي و بوي زغال سوخته زير آنرا حس ميكردند. داستان كهنه و دوست داشتني شبهاي دوري است كه همه اهالي يك فاميل، آن را به نشانه عشق و صداقت نهفته در دلهاي بي ريا، در جمع ساده و مهربان خود نقل ميكردند سوقات آن روزهاي دور، يادگاري از همه آيينهاي فراموش شدهاي است كه امروز در كم رنگترين وجه خودنمايي ميكند.
ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبتهاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديدههاي اهريمني ميپنداشتند. شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است و فرداي آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگتر شده و تابش نور ايزدي افزوني مييابد. اين بود كه ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد ميخواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا ميكردند.
در سراسر ايران زمين جايي نيست كه خوردن هندوانه در شب يلدا جزو آداب و رسوم نباشد، هندوانه ميوهاي است كه هيچ گاه از قلم نميافتد، زيرا عده زيادي از مردم معتقدند كه اگر مقداري هندوانه در شب چله بخورند، در سراسر چله بزرگ و كوچك در زمستان پيش رو سرما و بيماري بر آنها غلبه نخواهد كرد. برگزاري اين شب در جاي جاي ايران از تنوع برخوردار است، يكي از مراسم مشترك بردن هديه شب چله از سوي خانواده داماد براي تازه عروسان است كه به نشانه پايبندي و علاقه خانواده داماد به وصلت انجام شده است. به اين ترتيب يكي، دو روز قبل از فرارسيدن شب چله مردهاي جوان خنچههاي آراسته به ميوه رابه خانه نامزدهاي خود ميفرستند و خود به مهماني خانه عروس ميروند، خانواده دختر هم لباس و پارچه نبريده به داماد هديه ميدهند.
در گذشته گرد آمدن شب چله دور كرسي با نقل خاطرات شيرين و خواندن كتابهاي داستاني تا نزديك صبح ادامه مييافت. يكي ديگر از آيينهاي شب يلدا در ايران، تفال با ديوان حافظ است، مردم ديوان اشعار “لسانالغيب” را با نيت بهورزي و شادكامي باز ميكنند و فال دل خويش را از او طلب ميكنند.
در برخي ديگر از نقاط ايران “شاهنامه خواني” رواج دارد، نقل خاطرات و قصه گويي پدربزرگها و مادربزرگها نيز يكي از مواردي است كه يلدا را براي خانواده ايراني دلپذيرتر ميكند.
در فرهنگ كهن ايراني، اينها همه ترفندهايي است كه خانوادهها گرد هم جمع شوند و بلندترين شب سال را با شادي سحر كنند. برگزاري مراسم شب چله با همه حقايق و داستانهاي همراه با خود، هنوز در ميان ايرانيان از جايگاه ويژهاي برخوردار است.