این محل سرگرمیهاست از قبیل موسیقی، فیلم، رادیو، تلویزون، لطیفهها و غیرو بطور رایگان
ما در ایرانیکا به چندین نفر واجد شرایط برای انجام امور کارهای اینترنتی خود احتیاج داریم. آیا شما مایل هستید با ما همکاری داشته باشید؟ در صورت تمایل لطفا قابلیتهای خود را بصورت رزومه برای ما از طریق ایمیل زیر بفرستید. بامید همکاری.
email: ira@iranika.org
توجه : ایرانیکا درصدد توهين به هیچ قوم و نژاد خاصی نمی باشد و نسبت به جوکهای ارسالی توسط کاربران هيچ گونه مسئوليتی ندارد. جوکهای ارسالی فقط جنبه سرگرمی دارد
يه اصفهاني يك خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هركدام يك دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا يك دانه؟ مرد جواب داد: عزيزانم ! بقيه اش هم همين مزه را مي دهد
لره از برق گرفتگي ميميره فاميلاش تا چهلمش با فازمتر روي قبرش فاتحه مي خوندند
شعارهاي تبليغاتي كانديداهاي مجلس در لرستان: 1-انتقال برج ميلاد از تهران به لرستان 2-لوله كشي نوشابه به منازل 3-افزايش امامزاده هاي منطقه 4-طرح مسقف كردن كل شهر 5-احداث اتوبان خرم آباد – نيويورك
تركه از حج بر مي گرده ازش ميپرسند چه طور بود؟ ميگه والا خدا خونه نبود همه تو حياط ولو بودن…
ترکه زنش حامله بوده، نگاه میکنه به شکم زنش، میگه: خانم جان این چیه؟ میگه: بچه ست. میگه: دوستش داری؟ میگه: آره خوب، معلومه.
میگه: پس چرا قورتش دادی؟
یکی مادرش میمیره, ترکه میره خبر بده. میگه:می دونی که یه شتره هست دم خونه همه می خوابه؟؟ یارو میگه:خب؟؟ ترکه میگه:حالا رو ننت خوابیده!!!
تهرانیه میره مکه با گریه وزاری میگه:ای خدا….منو ببخش!دیگه دروغ نمی گم…جک درباره ترکا درست نمی کنم… یه دفه ترکه میاد می گه:آقا!ببخشید…گبله(قبله)کدوم وره؟؟ تهرانیه داد می زنه: خداجون.. ببین ,آخه خودش گیر میده
ترکه میره توی ساحل داغ می خوابه یه لاحاف کلفت هم میندازه روی خودش, یه یارو داشته رد میشده میگه, آقا شما ترکین؟ ترکه عصبانی
از زیر لاحاف میاد بیرون میگه چیه؟ از زیر لاحاف هم معلومه؟
تركا داشتن با لگد مي زدن تو شيكم همديگه. يكي كه رد مي شده بشون ميگه شما ها دردتون نمي گيره؟ ميگن نه پوتين پامونه
دو تا آبادانی بهم میرسن اولی میگه جات خالی دیروز رفتم شکارهفت تا خرگوش چهارتا آهو سه تا شیر شکار کردم. دومی میگه همش همین؟ اولی میگه آخه بابا مگه با یه تیر بیشتر از اینم میشه؟ دومی میگه: تازه تفنگم داشتی؟
خدایا چی می شد ماه رمضون مثل جام جهانی بود، هر چهار سال یکبار اونم در یک کشور برگزار می شد؟ (سازمان حمایت از کفار ایران)
فارسه مي ره دكتر مي گه من شبا خواب مي بينم با خرا فوتبال بازي مي كنم. دكتر مي گه بيا اين قرصا رو بخور مي گه: مي شه از فردا بخورم امشب فيناله
اصفهانیه برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر 8 ساعت یکی
- ترکه تو جزیره آدمخوارا گیر می افته میگه خدایا حالا چه جوری ثابت کنم آدم نیستم؟
از ترکه می پرسن پتروس که بود؟ میگه یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ به گوسفنداش حمله کرد رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار.
سر شمار : ببخشيد خانوم شما چند نفريد؟
زن : منو اين كره خر و اون توله سگ و
اون موش مرده و اون غول بيابوني!!!
سرشمار : ببخشيد خونه تون باغ وحشه؟
زن : آره، منم خرم كه با باباي گوريل اينا زندگي ميكنم
يه كوره مي ره آشپزخونه، دستش مي خوره به رنده، فکر میکنه خط بریله! مي گه: اين چرت و پرت ها چيه اين جا نوشتن!
امام جمعه رشت بچه دار میشه سازمان مجاهدین مسئولیتش رو بر عهده میگیرن.
تهرانيه داشت واسه آبادانيه لاف مي زد كه من يه سگ دارم وقتي مي خواد بياد تو خونه در مي زنه. آبادانيه گفت : ولك مگه كليد نداره؟
اصفهانيه داشته رو خودش آب يخ ميريخته ، ميگن چرا اينجوري ميكني؟ ميگه مي خوام سرما بخورم. ميگن چرا؟ ميگه اخه يه پنيسلين دارم داره تاريخش ميگذره!
ترکه داشته بلندپروازی میکرده با تیرکمون می زننش
ترکه تو ماشینش آهنگ عربی گذاشته بوده با صدای بلند. بهش گیر میدن میگه ای بابا نمیذارن تو این ماه محرم یه قرآن شاد گوش بدیم..
ترکه میره امتحان رانندگی افسر بهش میگه حرکت کن. ترکه میزنه دنده عقب افسره میگه چرا دنده عقب میری؟ میگه می خوام خیز بردارم.
تركه ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه
دوستش بهش ميگه سحر صدات كنم؟؟
تركه مي گه نه همون غضنفر صدام كني بهتره
خانم ها مثل راديو هستند : هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند. خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند : از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند. خانم هامثل چسب دوقلو هستند : اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد. خانم ها مثل موتور گازي هستند : پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت خانم ها مثل رعد و برق هستند : اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون. خانم ها مثل ليمو شيرين هستند : اول شيرين و بعد تلخ مي شوند. خانم ها مثل موبايل هستند : هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند. خانم ها مثل گچ هستند : اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند. خانم ها مثل كنتو ر برق هستند : هر از چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود. خانم مثل فلزياب هستند : هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند
ترکه رادیولوژیست میشه به مریض میگه: تو عکستون یک شکستگی تو دنده راست سینتون دیدم، با فتوشاپ درستش کردم
يارو ميره امامزاده ميبينه خيلي شلوغه ميگه بابا شلوغ نكنين اون دفعه شلوغ كردين حاجتها قاطي پاطي شد من حامله شدم!!!!!!!!
به بچه اصفهانيه ميگن وقتي ميري سر يخچال چي مي خوري؟ مي گه: كتك !!
ترکه میره جنگ قرداش برمیگرده میگن چرا برگشتی میگه پدرسوخته ها به قصد کشت تفنگ بازی میکردن.
ترکه سوار موتور بوده دوست دخترشم ترکش سوار کرده بوده. همینطور که میرفتن دختره میگه چشمات مال منه قلبت مال منه عشقت مال منه… ترکه میزنه کنار دختره رو پیاده میکنه میگه اگه همینجوری پیش بری لابد میخوای بگی موتورم مال توئه.
سحري تركه رو بيدارمي كنن
مي گن پاشو سحره
مي گه : ولش كن بهش بگيد فردا خودم بهش زنگ مي زنم
به يارو ميگن با سي دي جمله بساز. ميگه چوسيدي ميگن نه با سي دي صوتي جمله بساز ميگه گوزيدي
يه روز يه يارو ميره خواستگاري دختره سيبيل داشته يارو ميگه چرا شما سيبيل داريد دختره ميزنه زير گريه يارو مي خواسته دلداريش بده ميگه مرد كه گريه نميكنه
تركهای ایران خودرو دلیل اعتصابشون رو میپرسن میگن ما اینجا مثله خر كار میكنیم بعدش اینا عكس اسب رو زدن رو سمند
اصفهانیه یه پوسته موز ميبینه میشینه کنار پوست موزه. میگن: چرا اینجا نشستی؟ میگه: آخه میخوام فکر کنند من این موزو خوردم.
دوست داري يه خر ماچت كنه يا يه ماچ خرت كنه يا يكي خرت كنه ماچت كنه يا يكي خركي ماچت كنه يا يكي اونقدر خر باشه كه ماچت كنه !!!
عشق چيست : سه ثانیه نگاه ، سه دقيقه خنده ، سه ساعت صفا ، سه روزاشنايي، سه هفته وفاداري ، سه ماه بيقراري ، سه سال انتظار، سي سال پشيماني !!!
تو چقدر خوشگلی … چقدر نازی … باورم نمی شه که اینقدر زیبایی در وجود يک آدم جمع بشه … تو دست هر چی خوشگله از پشت بستی … جيگره تو …. نفس … عسل … ناناز … خوب ، بسه ديگه از جلوی آينه بيام کنار !!
يه روز غضنفر رو به جرم دزدي مي برن دادگاه قاضي ميگه خجالت بکش اين دفعه ي چهارمته که مياي دادگاه. غضنفر به قاضي ميگه تو خجالت بکش که هر روز اينجايي !
بچه : مامان ناهار چي داريم؟
مادر با عصابنيت : زهر مار
بچه : اخ جون از شر املت راحت شديم
غضنفر ميره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين
يكي رفت تونس يكي رفت نتونست
غضنفر هميشه لباس مشكي مي پوشيده .. دوستاش ميگن چرا هميشه مشكي مي پوشي ؟ غضنفر ميگه : آخه من ختم روزگارم !
پسره از باباش ميپرسه بابا فرق حادثه با بدبختي چيه ؟ ميگه پسرم فکر کن ما رفتيم شمال يه موج بزرگ مياد مادرتو ميبره تو دريا، به اين ميگن حادثه، حالا اگه يکي پيدا شه مادرتو نجات بده بهش ميگن بدبختي !
دوتا ترک با هم میرن مکه داشتن به شیطان سنگ میزدن که سنگای یکیشون تموم میشه اون یکی میگه کم نیار فحش بده.
تهرانيه داشت واسه آبادانيه لاف مي زد كه من يه سگ دارم وقتي مي خواد بياد تو خونه در مي زنه. آبادانيه گفت : ولك مگه كليد نداره؟
يارو ميره امامزاده ميبينه خيلي شلوغه ميگه بابا شلوغ نكنين اون دفعه شلوغ كردين حاجتها قاطي پاطي شد من حامله شدم!!!!!!!!
رشتیه میره تو یک خانه فساد، زنشو اونجا می بینه: میزنه زیر گریه زنش میگه: چی شده؟ رشتیه میگه منو ببخش منو اغفال کردن!!!
اصفهانیه ظهر داشته آبگوشت میخورده . تمام گوشتاشو میخورده و آبشو میرخته برای زنشو میگفته: بخور گوشت توش بودس. شب که میخواسته زنشو …….
وصیت نامه لره :من تمام نمازهایم را خواندم فقط برایم چهل سال وضو بگیرید !!!
به ترکه میگن : بابات مُرد ، زود بیا خونه ، ترکه میگه : دروغ میگین یه اتفاقی افتاده نمی خواهید به من بِگِید !!!
اصفهانیه نذر میکنه اگه توی امتحان ورود به دانشگاه قبول شد مادرش رو پیاده بفرسته کربلا.
دعای ترکی : آرزو دارم خدا کنه این سالها به حق پنج تن الهی آمین !!!
دعای بچه تهرونی : خدایا ، ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال یک بار در یک کشور قرار بده و ما را در مرحله مقدماتی حذف بفرما ، الهی آمین !!!!!
در راستای اسلامی کردن نام شهرها ، نام شهر سوسنگرد به فاطمه توپول تغییر یافت .
آیا میدانید بزبز قندی اولین بز دیابتی تاریخ است؟
نصیحتی از یک لُر داغدیده : هرگز به رنگ قرمز وآبی شیر توالت اعتماد نکن .
چند فحش ترکی قدیمی:
1. -از جلوی چشمام خفه شو .
2. -فکر کردی فقط خودت خری .
3. -کسی با تو زِرِ نزد .
4. -صداتو واسه من داد نزن .
5. -وقتی با من حرف میزنی دهنتو ببند .
چند فحش ترکی جدید:
1. -دستت بشکنه از زا نو .
2. -خودت گیر عجب آدم خری افتادی .
3. -خودم دست دارم ، جوا بشو میدم .
ترکه میره حج اونجا نه نماز میخوند نه طواف میکرد… ازش پرسیدن چرا؟ گفت به ما گفتن همه چی با کاروانه.
********************
تو قزوين زلزله مياد يه بچه از سقف ميفته قزوينيه ميگه آخ جون هنوز زلزله نشده كمكهاي مردمي رسيد
به رشتیه میگن: تو 8 سال اسیر بودی، چطور بچه 2 ساله داری؟ میگه: من اسیر بودم، خانوم كه اسیر نبوده!
یه اصفهانی جوهر خودکارش تموم می شه ترک تحصیل می کنه
درددل يك بزاز اصفهاني :
خانووم… بعد از اين كه هفت هشت دفعه، هي اومدس و رفته س وديده س و نخريدس ، بالاخره، باري آخركه اومدس، يه دفعه ديگه هم پارچه را ديدس، اين دفعه ، كم و بيش پسنديده س وخبري مرگش خريدس. برده س ، برا اينكه بعدآ آب نرد و كوچيك نشد ، پارچه را شسته س ، بعدش بريد ه س ، داده س خياط براش دوخته س ، پوشيده اس ، باهاش رفته اس عروسي، توعروسي كلي پزداده س، قر داده س ، رقصيده س ، لاسيده س…….. بعدش رفته س خونه ، كلي توش نيشسته س ، با هاش بغل شوورش خوابيده س وغلطيده س وكپيده س . خيري سرش كلي توش گوزيده س و چسيده س . يه چند روز بعد دلشو زد ه س، رفته س پيرنو شيكافته س، دوباره شسته س، حالا پس اورده اس ! ميگد از رنگش خوشم نيومدس !! اين پارچه دون ، حج آقا ! لطفآ پولمو پس بديند…..!
راستي راستي كه خيلي ناكس ونانجيب و پدر سوخته س !!!
ترکه پول میندازه تو صندوق صدقات بعد سوارش میشه.
ترکه میره عروسی برف شادی میزنن سرما میخوره.
-بچه: مامان شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی ؟
مامان: یعنی یه خری مثل بابات
زن رشتیه میخواسته تنها بره خارج اجازه نامه شوهرش رو میبره بهش میگن قبول نیست شما باید استشهاد محلی بیارید!!!
مي دوني يه اصفهاني رو چه جوري شکنجه مي دن؟ مي بندنش به تير چراغ برق مي گن کوچه بغلي شام مي دن
به ترکه میگن: با «لوبیا» جمله بساز، میگه: کوچولوبیا
ترکه یه نصفه قرص خواب میخوره تا صبح یه چشمی میخوابه!!!
به ترکه میگن چرا جورابات یه لنگش آبی یکی قرمز؟ میگه والا نمیدونم بدبختی اینه که یه جفت دیگه هم تو خونه دارم همین طوری
به ترکه می گن می دونی چرا روی خیابون ولی عصر این اسمو گذاشتن؟ می گه:چون صبح و ظهر هیچ خبری نیست ولی عصرررررر بیا ببین چه خبره
یارو داشته زنش رو به زور میکرده تو یخچال، ازش میپرسن داری چی کار میکنی؟ میگه: میخوام فاسد نشه!!!
بسیجی میخواست عروسک بخره به صاحب مغازه میگه ببخشید آقا قیمت این خواهرمون چنده؟
به ترکه میگن شغلت چیه؟ میگه یه اطلاعاتی هیچوقت خودشو لو نمیده!
یه روز به ترکه می گن دخترت رو به کی شوهر دادی؟ میگه: غریبه نیست دامادمونه
می دونی چرا همه جوک ها با یه روز شروع می شه؟ چون شبا مورد منکراتی داره!!!
کچله میره آرایشگاه معذرت خواهی میکنه
اصفهونیا رو از چهار تا چیز میشه شناخت
همشون زیرشلواری آبی راه راه دارن
هر قلوپ نوشابه که میخورن به شیشه نگاه میکنن ببینن تا کجاش رفته
جلوی در وامیستن و به جای اینکه بگن بفرمایین تو، میگن حالا چرا نمیان تو؟
بستنی لیوانی که میخورن حتما درش رو میلیسن
ترکه با احساسات زنش بازی میکنه سه هیچ میبازه
از ترکه میپرسن واسه بستن لامپ چند نفر لازمه. مگه سه نفر. میگن چرا سه نفر؟ میگه یه نفر میره بالای نردبون لامپو بگیره دو نفر هم از پایین نردبونو بچرخونن.
رشتیه شب موقع خواب دعا میكنه میگه خدایا حقو به حقدار برسون صبح بیدار میشه می بینه بچه هاش نیستن
بچه اصفهاني نمره بيست مي گيره . باباهه مي زنه تو گوشش بهش ميگه : کره خر توکه با 10 هم قبول مي شدي . لازم بود اين همه خودکار مصرف کني ؟
ترکه تو جنگ بیسیم چی بوده. بیسیم میزنه میگه من 5000 نفرو اسیر کردم بیاین ببرینشون. بهش میگن خوب خودت بیارشون. میگه آخه اینا نمیذارن من بیام.
امام جمعه رشت بچه دار میشه سازمان مجاهدین مسئولیتش رو بر عهده میگیرن.
اسفهانيه ميره رستورن ناهار بخوره، غذا که تموم ميشه يه سوسک ا مرده از جيبش در مياره ميندازه تو زرفه سالاد داد ميزنه سره گارسن و پول نميده. بقل دستيش ميگه، هی رفيق يه سوسک ديگه داری منم نهرمو حساب کنم؟ ميگه نه يه مگس دارم
شعر از : ساسان برمکی
چنين حکايت کنند که در روزگاران قديم نره خری با ماچه خری نرد عشق می باخت و داستان دلدادگی آنها نُقل محافل بود. نره خر در انديشه بود که زوجه ای مرغوب اختيار کند. سر انجام مادر خويش را مجبورکرد که به خواستگاری ماچه خر همسايه برود.
مادر که پاردُمش از گردش روزگارساييده شده بود به اوگفت : الاغ جان ، برای ازدواج بايد مغز خر و دل شير داشت، می دانم که اولی را داری ولی از داشتن دومی بيم دارم.
نره خر که از عطر يونجه زار و بوی دلدار سرمست بود، پاسخ داد : مادرجان به خود بيم راه مده ،هرچه خواهی از مرحوم پدر به ارث برده ام، ديگر نگران چه هستی ،اکنون آنچه می توانی در حق اين خرترين انجام بده که يار چشم انتظار است و رقيب بسيار.
سرانجام مادر با اکراه به خواستگاری رفت و پس از چندی به ميمنت و مبارکی خطبه عقد جاری شد و زندگی سرشار از خريت آنها آغاز گرديد و اينک ادامه ماجرا…
چون که شد صيغه عاقد جاری هر دو گشتند خر يک گاری
بعد آن وصلت خوب و خَرَکی هردو خوشحال وليکن اَلَکی
هر دو خرکيف ازين وصلت پاک روز وشب غلت زنان در دل خاک
نرّه خر بود پی ماچۀ خويش آخورش چال ، علف اندر پيش
ماچه خر با ادب و طنّازی داشت می داد خرک را بازی
بُرد سم های جلو را به فراز پوزه چرخاند به صد عشوه و ناز
گفت به به چه خر رعنايی مُردم از بی کَسی و تنهايی
يک طويله خری ای شوهر من تو کجا بوده ای ای دلبر من
بين خرها نبود عين تو خر آمدی نزد خودم بی سر خر
نه بود مادر تو در بر من نه بود خواهر تو سرخر من
چون جدا گشتی از آن جمع خران کور شد چشم همه ماچه خران
بعد ازين در چمن و سبزه و باغ نيست غير از من و تو هيچ الاغ
يونجه زاريست در اين دشت بغل ببر آنجا تو مرا ماه عسل
زود می پوش کنون پالون نو پُر بکن توبره از يونجه و جو
باز شد نيش خر از خوشحالی گفت به به چه قشنگ و عالی
عرعری کرد به آواز بلند هردو از فرط خريّت خرسند
ماچه خر بود پر از باد غرور که عجب نره خری کرده به تور
بعد ماه عسل و گشت و گذار نره خر گشت روان در پی کار
شغل او کارگر خرّاطی گاه می رفت پی الواطی
نره خر چون خرش از پل رد شد با زن خويش شديداً بد شد
عرعر و جفتک او گشت فزون دل آن ماچه نگو، کاسۀ خون
ماچه خر گشت، بسی دل نگران چه کند با ستم نرّه خران
مادرش گفت کنون در خطری زود آور به سرش کره خری
ميخ خود گر تو نکوبی عقبی مگر از بيخ تو جانا عربی
ماچه خر حرف ننه باور کرد پالون تاپ لِسَش دربر کرد
دلبری کرد به صد مکر و فسون ماچه خر ليلی و شوهر مجنون
بعد چندی شکمش باد نمود از بد حادثه فرياد نمود
گشت آبستن و زاييد خری شد اضافه به جهان کره خری
نره خر ديد که افتاده به دام جفتک خويش بيافزود مدام
ماچه خر داد ز کف صبر و شکيب در طويله تک و تنها و غريب
يک طرف کره خری در آغوش بار يک نره خری هم بر دوش
گشت بيچاره، چو اين کاره نبود جز طلاق از خرنر چاره نبود
کرد افسارو طنابش پاره شد جدا ماچه خر بيچاره
تازه فهميد که آزادی چيست درجهان خرمی و شادی چيست
ديگر او خر نشود بيهوده تازه او گشته کمی آسوده
هرکه يک بار شود خر، کافيست بيش از آن احمقی و علافيست
مغز خر خورده هرآنکس که دوبار با خری باز نهد قول و قرار
گفتم اين قصه که خرهای جوان پند گيرند ز ما کهنه خران
- از پیرزنه می پرسن شوهرت بدیم یا بفرستیمت مکه؟ میگه ننه مکه که فرار نمیکنه.
می دونی اگه یه ترك یه نارنجك انداخت طرفت با ید چی كار كنی؟ . . . باید ضامن شو بكشی پرت كنی طرف خودش
اصفهونیه دمه مرگ وقت وصیت میگه + احمد کوجاست؟ — اینجام بابا + ممد کوجاست؟ — اینجام بابا + مامانیت کو ؟ — اینجام آقا ! + آ پدر سگا همتون که اینجاین پس چرا چراغ توالت روشن ست ؟
از ترکه میپرسن گوز چه شکلیه؟ میگه حلقه ای. میگن چرا؟ میگه آخه هر کی میگوزه میندازه گردن من.
27- یه آدم لنگ با کشتی میره مسافرت. وقتی برمیگرده ازش می پرسن خوش گذشت؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم چون هی میگفتن لنگرو بندازین تو آب.
ترکه داشته یکی رو بدجور میزده هی هم داد میزده کمک کمک. بهش میگن تو که داری اینو میزنی واسه چی خودت کمک میخوای؟ میگه: آخه این گفته اگه بلندشم لهت میکنم.
قزوینیه میره نماز جماعت زودتر از بقیه از سجده بلند میشه چشمشو که باز می کنه میگه خدایا برای دو رکعت نماز این همه پاداش!!
يه روز اصفهانيه تو مسابقات رالي شركت ميكنه وسط راه مسافر سوار مي كنه!!!
از ترکه میپرسن چه جوری بستنی کیم میخوری؟ میگه میذارمش لای نون سیخشو میکشم بیرون.
یه روز ترکه رو برق میگیره. مادرش میگه ننه ولش نکن همین بود که باباتو کشت.
ترکه میره ماه عسل وقتی برمیگرده همه بهش میگن خوش گذشت؟ میگه عالی بود. میگن پس زنت چرا داره گریه میکنه؟ میگه ا ا … دیدی چی شد؟ اینو یادم رفته بود با خودم ببرم.
از قزوینی می پرسندبزرگترین سد دنیا چیه میگه: شلوار لی
اصفهانيه يه مگس می افته تو چايش مگس رو در مياره ميگه :زود باش تف کن !!!!
ترکه ماشینشو بیمه میکنه. آقاهه بهش میگه خدا کنه هیچوقت ازن بیمه استفاده نکنی. ترکه میگه الهی تو هم از پول ما خیر نبینی.
ترکه میره مسجد برمیگرده میبینه کفشاش نیست با خودش میگه 4 تا حالت داره:
1- من نیومدم
2- اومدم رفتم
3- بدون کفش اومدم
4- بعدا میام
- به ترکه میگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکار میکنی؟ میگه خوب من باهاش دست نمیدم.
یه مگسه به موهاش ژل میزده. بهش میگن خبریه؟ میگه سر کوچه ریدن.
26- ترکه تو زمستون یه اسب رو میبینه که از دهنش بخار بیرون می اومده. میره جلو نگاه میکنه میگه … جل الخالق اسب بخار که میگن همینه؟
قزوینیه عروسی میكنه رو كارت عروسی میزنه آوردن یچه الزامیاست
قوانین طلائی همسرداری (برای مردان):
قانون اول: باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه مثل آشپزی، تمیزکاری، گردگیری و … خوب باشد.
قانون دوم: باید زنی داشته باشید که موجبات سرگرمی و خنده و شادی شما را فراهم نماید.
قانون سوم: باید زنی داشته باشید مورد اعتماد و اطمینان و راستگو.
قانون چهارم: باید زنی داشته باشید که از بودن با او لذت ببرید و باعث آرامش خاطر شما باشد.
قانون پنجم: خیلی خیلی اهمیت دارد که این چهار زن از وجود یکدیگر بی خبر باشند!!!
فرق آقایون و خانوم ها آقایون وقتی پولدار میشن شیطون میشن خانوم ها وقتی شیطون میشن پولدار میشن
نامه عاشقانه غضنفر به نامزدش: عشق منو تو مثل يك ميخ طويلست كه هيچ خري نميتونه درش بياره.
بچه از باباش میپرسه: بابا تو بهشت زن ها از شوهرشون جدا زندگی میکنن یا با هم هستن؟ بابا میگه: بچه جون اگه زن ها با شوهرشون یه جا باشن که دیگه اونجا بهشت نمیشه
دو تا ماشين با هم تصادف ميكنند. افسر مياد و ميپرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد .
عربه واسه پسربزرگش زن می گیره، شب اول پسرکوچیکه درحجله می شینه ،بهش گفتندچرااینجا نشستی، گفت:ولک بابام گفته بعد برادربزرگت نوبت تو.
غضنفر دست میندازه دورگردن دوست دخترش بلد نیست چی بگه .میگه گردنتو بشکونم ؟
لره را بردن دادگاه قاضی مدام میگفت طبق ماده فلان به زندان طبق ماده فلان به شلاق و ماده فلان شما را به جریمه محکوم میکند لره پرسید بین این همه ماده یه نره نیست به نفع من حکم کنه؟؟
به ترکه میگن اگه کل جهان رو به تو بدیم چیکار میکنی؟میگه میفروشم میرم خارج
یک خانم یک آقا رو براي 1000 چيز ميخواد اما یک آقا آنقدر آقاست كه 1000 خانم رو براي یک چيز ميخواد !!!!
اصفهانیه میره مکانیکی، به تعمیرکار می گه: ۱ قطره روغن تو موتور، ۱ لیوان آب تو رادیات، ۱ لیتر بنزین تو باک بریز. تعمیرکاره می گه: لاستیکتم کم بادس! می خوای توش بگوزم؟
به ترگه میگن:چرا قواص ها از پشت می پرن تو آب؟میگه چون اگه از جلو بپرن می افتن تو قایق
ترکه بچش بعد از عید فطر به دنیا میاد اسمشو میزاره پسفطرت!
یک روز زنه ترکه گریه و زاری میکنه و میگه تو چرا اینقدر با من سردی ناسلامتی من زنتم پس کی می خواهی بهم دست بزنی خوب منم دل دارم ….. یهو ترکه عصبانی میشه قرمز میشه میگه آخه آدم که به زن خودش تجاوز نمیکنه !!!!!
اصفهانیه میخ میره تو نشیمنگاهش,دکتر میگه 5000 میگیرم درش میارم,میگه دکتر جون!500 بگیر سرشو کج کن بیشتر فرو نره!
خطبهِ عقد رشتيا : اَلنِکاحِ السُنَتي ، و بعدش خوش به حال اُمَتي ، فقط لطفا نوبتي ، اووووي اصغر نزن جلو غُربتي
بچه تركه ميگه بابا چرا به ما ميگن خر ، باباش ميگه : نميدوني ؟ ميگه :نه . تركه ميگه :خوب برو يه قابلمه با يه چوب بيار . بچه ميره مياره. تركه با چوب ميزنه رو قابلمه ، يه دفعه بچه تركه ميگه : اوه بابا دارن در ميزنن. تركه ميگه حالا فهميدي چرا به ما ميگن خر، پسره ميگه نه، تركه ميگه خوب پس حالا اين چوب رو بگير تا من برم در رو وا كنم
داستانها ي غضنفر
غضنفر ميره مجلسه عزای بابای رفیقش
ميخواسته دلداري بده ميگه:مرگ حقه! ناپلئون با اون عزمتش مرد! اسکندر با اون ابهتش مرد…
بابات که تخم اونا هم حساب نمی شد !!!، چرا نباید بمیره؟؟؟
به غضنفر ميگن: اين درسته كه ميگن شما موقع حرف زدن همه رو فحش ميدين؟؟؟
ميگه: گُه خورده كي ميگه؟……
غضنفر به البرادعي رئيس اژانس انرژي هسته اي ميگه:
تو واقعا دكتر هستي؟
اونم با افتخار مي گه:بله من دكتر هستم.
غضنفر ميگه:خوب بدبخت پس چرا تو آژانس كار ميكني؟
غضنفر قاضي ميشه، يکي ميره پيشش بهش ميگه
من از همسايه ام شکايت دارم به من ميگه گه نخور .
ميگه غلط کرده ! به اون چه ربطي داره برو بخور
به غضنفر ميگن خسته نباشي ميگه اگه باشم ، چه غلطي ميکني ؟!
غضنفر مادرزنش را ميبره دکتر ميگه: آقای دکتر ، سم خورده مسموم شده.
دکتره ميگه: چرا بدنش کبوده ؟
ميگه: آخه به زبون خوش که نميخورد !
·
غضنفر ميخواسته بچه اش رو نصيحت کنه! ميگه: چند سالته؟
ميگه: 16 سال !
ميگه : خاک بر سرت الان هم سن و سالات 30 سالشونه !
·
غضنفر داشته یكی رو بدجور میزده و هی داد میزده: كمك كمك!
بهش میگن بابا تو كه داری اینو می زنی، چرا كمك میخوای؟
میگه: آخه گفت اگه بلند شم لهت می كنم !
·
غضنفر میره جوراب فروشی میگه جوراب می خوام .
فروشنده میگه مردونه؟
غضنفر دست میده میگه مردونه !
·
غضنفر ميره جبهه فرداش بر ميگرده .
ميگن پس چرا برگشتي؟
ميگه پدرسوخته ها به قصد کشت میزدن !
·
غضنفر داشت گريه مي کرد. باباش پرسيد چي شده؟
گفت: عاشق شدم!
باباش گفت حالا عاشق کي هستي؟
گفت: هر کسي که شما صلاح بدوني!
·
به غضنفر مي گن بيا اينجا به انگليسي چي مي شه ؟
ميگه : کام هير.
ميگن حالا برو اونجا به انگليسي چي ميشه ؟
طفلک بلد نبوده ؛ ميگه: ميرم اونجا ميگم کام هير!
·
از غضنفر ميپرسن ساعت چنده ،
نمیدونسته ؛ يه کم اينوراونورو نگاه ميکنه ميگه بدو بدو ديرت شده!
نرخ قيمتهاي ميوه در شهر قزوين اعلام شد: بشيني سوا کني 700 تومن خم شي سوا کني 70 تومن
1. ترکه ميره تعليم رانندگي ،ازش ميپرسن چطور بود ؟ ميگه خوب بود اما مربيم خيلي مذهبي بود چون هر طرف ميپيچيدم مي گفت يا حسين
اولين دوره المپيک لرها معروف به لرمپيک: 1-شنا با مانع. 2-کشتي با اسب. 3-پرش روي نيزه. 4-شيرجه رو چمن. 5-اسب سواري با الاغ. 6-پرتاب اسب با نيزه. 7-واترپلو باخورشت قيمه. 8-هاکي روي ميخ. 9-گاو بازي با شتر. 10-پرش از چاه. 11-پينگ پنگ ساحلي. 12-شناي قورباقه از پهلو.
. آغاز سال ۲۰۰۸ مبارک ، تاسوعا و عاشورا تسليت ، پيروزی انقلاب مبارک ، اربعين حسينی تسلیت ، رحلت پيامبر و شهادت امام حسن و امام رضا تسليت ، روز ملی شدن صنعتنفت و عيد باستانی نوروز بر شما مبارک تا آخر سال خداحافظ(اس ام اسي از يک اصفهاني).
به تركه مي گن دگرگوني يعني چه ؟ مي گه يعني اين گوني نه . يك گوني ديگه.
رشتيه دانشگاه قبول ميشه، ميره زن ميگيره!!! ميگن حالا چرا زن گرفتي؟؟؟ ميگه: اينم شيرينيه بچه هاي دانشگاه.
تو جاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه چون از صبح اولین كسی هستی كه كمربند ایمنی بستی برنده 58هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیكار كنی؟ مرد میگه: می رم گواهینامه می گیرم . زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی اكس می زنه پرت و پلا می گه . بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نكنیم؟ یهصدا از صندوق عقب می یاد : از مرز رد شدیم یا نه؟
Tanz Adam
خدا خر را آفرید و به او گفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد.
خر به خداوند پاسخ داد:
خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد.
خدا سگ را آفرید و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد.
سگ به خداوند پاسخ داد:
خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد.
خدا میمون را آفرید و به او گفت:
تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.
میمون به خداوند پاسخ داد:
بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.
و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت:
سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده. و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد.
و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند!
و پس از آن، ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند، و مثل خر بار می برد!
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد!
و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند!
و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست!
جبرئیل میره بهشت می بینه همه بچه ها دارن در میرن ، میگه چرا در میرید ، میگن شهدای قزوین رو آوردن
لره به ترکه می گه بیا بریم نماز جمعه بخونیم نفری ۱۰۰۰۰تومن میدن ! ترکه می گه اگه ندادن چی ؟ لره می گه خوب می گوزیم باطل می شه
سه نفر ترك پليس مخفي ميشن. الان نيروي انتظامي 4 ساله دنبالشون مي گرده بهشون حقوق بده پيداشون نميکنه
تركه با زنش ميرن پيك نيك، زنش ميگه بشينم زير اون درخت خوبه.تركه ميگه نه همين وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش ميگه اينجا ماشين ميزنه خلاصه بعد از مقداري بحث ميندازن وسط جاده.بعد ميبينن يه كاميون داره مياد طرفشون هر چي بوق ميزنه اونا از جاشون تكان نميخورن كاميونه هم فرمونو ميپيچونه ميره تو درخت.تركه به زنش ميگه اگه زير اون درخت بوديم مي مرديما !!!!!!!
اصفهانيه قله اورست رو فتح كرد.بهش ميگن انگيزه ات چي بود؟؟ ميگه خدا لعنت كنه كسي رو كه گفت اون بالا نذري ميدن ….