به ایرانیکا دات اورگ خوش آمدید: IRANIKA.ORG

زندگی‌! براستی زندگی‌ چیست؟ (قسمت اول)
شنیدستم که این ره بس دراز است …… سر ره در پس پرده صد پرده راز است
چو من منزل ندیده استم فرا پیش …….. فسانه است آنچه را گویم از این بیش

بعضی‌‌ها معتقدند که زندگی‌ یک سفر است. سفری از پوچی به نهایت. بعضی‌‌ها معتقدند سفر از پوچی است به اوج و بعد دوباره به پوچی بازگشتن. بعضی‌‌ها معتقدند به دوباره زنده شدن در قالب یک روح و یا جسم دگر. بعضیها معتقدند به دوباره زنده شدن در قالب حیوانات. بعضی‌‌ها به بازگشت به خالق و بعضی‌‌ها تمامی‌ این رخداد‌ها را یک خواب و یا رویا میدانند و بعضی‌‌ها معتقد هستند که زندگی واقعئ تازه بعد از مرگ میسر میشود.

این کهنه رباط را که عالم نام است ………………… و ارامگه ابلق صبح و شام است
تختی است که تکیه گه صد جمشید است …….……. بزمی است که وامانده ز صد بهرام است

شادی بطلب که حاصل عمر دمی است ………….. هر ذره زخاک کیقبادی و جمی است
احوال جهان و اصل این عمر که هست …………. خوابی و خیالی و فریبی و دمی است

دنیا دیدی و هر چه دیدی هیچ است………………..و آن نیز که گفتی‌ و شنیدی هیچ است
سر تا سر افاق دویدی هیچ است ………………….و آن نیز که در خانه خزیدی هیچ است

ای بیخبران شکل مجسم هیچ است ………..…… وان طارم نه سپهر آرقم هیچ است
خوش باش که در نشیمن کون و فساد ………….. وابسته یک دمیم و آن دم هیچ است

در دایره‌ای کامدن و رفتن ما است ………………..آن را نه بدایت نه نهایت پیدا است
کس می‌‌نزند دمی در این معنی‌ راست …………. کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست؟

من بنوبه خود نمیدانم که کدام درست و کدام نادرست ولی چیزی که میدانم و یا فکر می‌کنم که میدانم این واقعیت هست که (ما) کل جهان هستی‌ پویاست. یعنی‌ همه چیزدر حرکت است از نقطه آغاز تا بپایان. حال بعضی‌‌ها معتقدند نقطه آغاز انسان از بدو تولد شروع میشود. بعضی‌ از زمان تشکیل اسپرم (نطفه) و بعضی‌ غیرو و ذالک که از حوصله این نوشتار خالی‌ است و جای بحثش در این مکان لا جرم به درازا خواهد کشید.

چون نیست حقیقت و یقین اندر دست …………,,…. نتوان بامید و شک همه عمر نشست
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست ………… چون هست بهر چه هست نقصان و شکست
انگار که هر چه هست در عالم نیست ..,…………. انگار که هر چه نیست در عالم هست

غرض از منظور اینکه اگر مبنای فرض بر این گرفته شود که زندگی‌ یک سفر است از نقطه ای به نقطه ای‌ دیگر پس ما انسانها (مسافرین) لاجرم برای انجام این محق باید در تکاپو و تلاشی مستمر در این راستا بکوشیم اما اغلب اوقات انسانها به نقطه ای‌ میرسند و با پدیده و یا مقوله ای‌ دست و پنجه نرم میکنند بنام “شک”.

از منزل کفر تا بدین یک نفس است…..…….. و از عالم شک تا به یقین یک نفس است
این یک نفس عزیز را خوش میدار…………..کاز حاصل عمر ما همین یک نفس است

آیا سفری در کار هست؟ آیا کاروانی و آیا مقصدی و مقصودی و اگر هم هست خوب که نهایتا چی‌؟

یکی‌ گوید تو‌یی‌ سر منزل خویش …… به رفتن کوش و جز رفتن میندیش
یکی‌ گوید مقصد کوی یار است …….. وصل روی آن زیبا نگار است

براستی بدنبال کدامین قصه و افسانه میگردیم؟

جوابم داد آن دانای اسرار ………..… که من خود هم به این دردم گرفتار
هزاران بار پرسیده استم از خویش …… که سر منزل چرا ناید فراپیش؟
در این راه دراز پیچ در پیچ ……….… نگفستنند جز رفتن به کس هیچ
هر آن رهرو که بینی‌ در تک و تاز …… چو گوشت واکنی با تو است دمساز
چو مقصود خود از رفتن ندانند ……..… برای خویشتن افسانه خوانند

براستی این جهان در انتظار تولد چی‌ است که اینهمه سال باید بگذرد تا این نهال شکوفا گردد؟

شبی پرسیدم از دانای رازی‌ …… خرد بهری به حکمت سر فرازی
که من تا بوده ام ره میسپارم ………… ولی از منزل آگاهی‌ ندارم
رهی پر پیچ و کور و بی‌ سر انجام …… نه ماوایی در او نه جای آرام
نه رهدانی که منزل باز جویم ………… نه همدردی که با او راز گویم
پس و پیشم هزران رهسپارند ………… شتابان و دوان و بی‌ قرارند
چو من هر یک خبر پرسان ز خویشند …… ز درد شک دل افکار و پریشند
در این راهم چو گوئ اندختستند ………….. تو گویی بهر راهم ساختستند
چه راه است اینکه او را منزلی نیست؟ …… خلائق رهروند و واسلی نیست؟
چه میبایدمرا ز این ره سپردن؟ ………..… چرا باید به رفتن پا فشردن؟

مسیحیت در انتظار مسیح، مسلمانها مهدی موعود، نصارا و بودا و میترا و … همه به طرقی این چالش را در انتظار موعود خود توجیه کرده و حال یا واقعیت و یا خیالبافی، اینچنین در مسیر تکامل، بهمرهی این کاروان خسته، پیش به پیش گاه با یاس و گاه دست افشان و پای کوبان، هلهله زن همره قافله سالار، در پیچ و خم این بیتوته، ترانه زندگی‌ را آهسته زیر لب ترنم میکنند.

 و آیا براستی ناجی و موعود ی در کار هست و اگر هست به چه قیمتی؟

یکی‌ گوید که منزل نیک جائی است …… در آنجا باغ و بستان و سرایی است
در او گسترده بهر میهمانها …………… ز خورد و نوش کام افزای، خوانها
در آنجا شاهدان نازک اندام …………… به بزم افروزی ا‌ند از بام تا شام
همه عیسی دم و یوسف شمایل ………… پرندین جامه و زرین حمایل
به خدمت ساقیان سیم پیکر ………….. به دستی جام و دستی مشک و عنبر
کمر بسته غلامان و کنیزان ………….… برای میهمان جلاب ریزان
به بسترهای ناز ارغوانی‌ …………..… عروسانی چو رویای جوانی‌
نگارین لعبتان نار پستان ………….…… به کام دل مهیا در شبستان
به لطف و خوبی‌ آن زیبا نگاران …….… چنان چون نو گلی صبح بهاران

یا به قول حافظ:
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد؟ ……..….. عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد؟
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد؟ ……..… چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد؟
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل ……….. تا سرا پرده باغ نعره زنان خواهد شد؟

بدین سان هر یکی بهر دل خویش …… خیالی آورد از منزل خویش
چنان منزل که‌ای نور دو دیده ………… نه چشمی دیده نه گوشی شنیده
همه گویند: گویا منزلی هست؟! ………… در این وادی امید حاصلی هست؟!
ولی منزل کجای است و چسان است؟ …. نشانیهایش از خلقان نهان است؟

آیا براستی قرار است که تمامی‌ علفهای هرز در این سرا بکلی ریشه کن شوند و نظام قسط و توحید جایگزین گردد؟

 شادی و غمی که در قضا و قدر است  ……. نیکی‌ و بدی که در نهاد بشر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل………چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است

و اگر قرار است ریشه تنومند و سترگ تکامل آماده برای پذیرش این ظهور شود شما بگویید که چگونه و با چه قیمتی این درخت تکامل باید که ابیاری شود؟

سوال این است که آیا خیام همانطور که در مرامنامه صوفیان مرسوم بوده و هست در سرودن ابیات اش در لفافه به آگاه کردن و افشای راز خلوتیان مشغول بوده و یا باید به شکل ظاهری ابیات بسنده کرد؟

گویند کسان بهشت با حور خوش است ……… من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار………….کاواز دهل شنیدش از دور خوش است

می خوردن و شاد بودن دین من است …….. فارغ بودن ز کفر و دین، آئین من است
گفتم به دهر: کابین تو چیست …………….. گفتا: دل خرم تو کابین من است

با باده نشین که ملک محمود این است ………… از چنگ شنو که لحن داوود این است
از آمده و رفته دگر یاد مکن ………………… حالی‌ خوش باش زانکه مقصود این است.

افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع ….. شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت
زین آتش نهفته که در سینه من است ….. خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت

می‌خواست گل که دم زند ز رنگ و بوی دوست ….. از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت
آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم ….. دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت

آن روز، شوق ساغر می خرمنم بسوخت ….. کتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان ….. زین فتنه‌ها که دامن آخرزمان گرفت

و یا اینکه اینها همه اعتراضی است به نظم موجود؟

ای چرخ فلک خرابی‌ از کینه تو است ……. بیدادگری عادت دیرینه تو است
ای خاک اگر سینه تو بشکافند ………….بس گوهر قیمتی در سینه تو است

هر چند که روی و بوی زیبا است مرا ….. چون لاله رخ و چو سرو بالا است مرا
معلوم نشد که در طربخانه خاک ………. نقاش ازل بهر چه اراست مرا؟

سازنده چو ترکیب تبایع آراست………….از بهر چه افکندش اندر کم و کاست؟
گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود؟…….ور نیک نیامد این صور عیب کراست؟

ترکیب پیاله‌ای که در هم پیوست ….. بشکستن آن روا نمیدارد دست
چندین سر و پای نازنینان جهان …… در مهر که پیوست و به کین که نشست؟

یک جرعه می‌‌ز ملک کاووس به است ….. از تخت قباد و ملکت توس به است
هر ناله که رندی به سحرگاه زند ….. …… از طا عت زاهدان سالوس به است

چون آمدنم به من نبد روز نخست ……… و این رفتن بی‌ مراد عزمی است درست؟
بر خیز و میان ببند ‌ای ساقی چست ….. کندوه جهان به می فرو خواهم شست

تا چند زنم به روی دریاها خشت ……. بیزار شدم ز بت پرستان کنشت
خیام که گفت دوزخی خواهد بود؟
….. که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟

بسیار بگشتیم به گرد در و دشت …… و اندر همه آفاق بگشتیم به گشت
کس را نشنیدیم که آمد زین راه …….. یعنی‌ همه رفتند و یکی‌ باز نگشت؟

من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت ….. از اهل  دوزخ کرد یا که از بهشت
جامی و بتی و بربطی و لب کشت …… این هر سه مرا نقد و تو را نسیه بهشت

چون چرخ به کام یک خردمند نگشت ……. خواهی تو فلک هفت شمار خواهی هشت
چون باید مرد و ارزوها همه هشت ………. چه مور خوردت به گور و چه گرگ به دشت

تا کی ز چراغ مسجد و دود کنشت؟ ……… تا کی‌ ز زیان دوزخ و سود بهشت؟
رو بر سر لوح بین که استاد قضا ……….. اندر عزل آنچه بودنی بود نوشت

برخیز بتا بیا ز بهر دل ما …………………..….حل کن به جمال خویشتن مشگل ما
یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم …………… زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما

رایج است که: وقتی‌ گالیله تئوری کروی بودن زمین را برای اولین بار مطرح کرد کلیسای قرون وسطای آن زمان او را مجبور کرد که یا جام شوکران را بنوشد و به زندگی‌ خود پایان بدهد و یا توبه کند و دست از عقاید خود بردارد. ناگفته نماند که در این مدت از طرف تمامی اکناف و اطرافیان طرد شده و به انزوا کشیده شده بود و همچنین ناملایمت‌های زیادی را نیز متحمل شده بود. گالیله بی‌ درنگ دومی‌ را انتخاب نمود و در جواب گفت نه که زمین گرد نیست بلکه از آنهم که شما میپندارید زمین مسطح تر است. شاگردان گالیله که تقریبا او را مثل بت میپرستیدند از کار او خیلی‌ ناراحت شدند و در آن دادگاه قرو ن وسطایی بطور تمسخر و ریشخند او را خطاب قرار دادند و یکصدا گفتند: بیچاره ملتی که قهرمان نداشته باشد. گالیله بلافاصله در جواب گفت: بیچاره اون ملتی که قهرمان احتیاج داشته باشد.

همه گویند: گویا منزلی هست؟! ………… در این وادی امید حاصلی هست؟!
ولی منزل کجای است و چسان است؟ ….. نشانیهایش از خلقان نهان است؟
           

نصیحت  گوش کن جانا که از جان دوست تر میدارند …جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
حدیث از مطرب و می‌‌گو و راز دهر کم جو .. که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

در پرده اسرار کسی‌ را ره نیست …….. ز این تعبیه جان هیچ کس آگه نیست
جز در دل خاک هیچ منزلگه نیست …… می‌‌خور که چنین فسانه‌ها کوته نیست

چه بهتر زانکه بر بندی لب و گوش ……… سپاری ره چو ما خاموش. خاموش.

….  و اما!

کسان گویند:

گویا  مقصدی و واسلی هست!      

 کسان گویند: گویا منزلی هست! ………… در این وادی امید حاصلی هست!
واین منزل اینجای است و این است! ….. نشانیهایش  بر خلقان چنین است!          

در پرده اسرار کسی‌ را ره هست …….. زاین تعبیه جان هم کسی‌ آگه هست
جز در دل خاک هم منزلگه هست …… می‌‌خور که چنین فسانه‌ها هم کوته هست

نه بهتر زانکه بر بندی لب و گوش ……… سپاری ره چو ما  باگوش.  باهوش.

محرم این هوش جز بیهوش نیست  … مر زبان را مشتری جز گوش نیست

 

من به هر جمعیتی نالان شدم

 

 

جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم

هرکسی از ظن خود شد یار من   از درون من نجست اسرار من
سر من از ناله‌ی من دور نیست   لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست   لیک کس را دید جان دستور نیست
آتشست این بانگ نای و نیست باد   هر که این آتش ندارد نیست باد
آتش عشقست کاندر نی فتاد   جوشش عشقست کاندر می فتاد

 

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

 

 

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید   ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم   جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید   که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل   کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر   نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها
حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

گفتیم: غرض از منظور این بود که اگر مبنای فرض بر این گرفته شود که زندگی‌ یک سفر است از نقطه ای به نقطه ای‌ دیگر پس ما انسانها (مسافرین) لاجرم برای انجام این محق باید در تکاپو و تلاشی مستمر در این راستا بکوشیم.  حال سوال این است  کدام راستا؟ مگر نه اینستکه کوتاهترین راه بین دو نقطه خط راست است؟ خوب این راستا همان خطه راست است. و مگر نه این است که ما (انسانها) اگر نقطه یک خط راست را تشکیل میدهیم برای تشیکیل یک خط راست لا جرم ما نقطه‌ها نباید پشت سر هم باستیم تا یک خط مستقیم را تشکیل بدهیم؟ و برای اینکه ما نقطه‌ها بتوانیم پشت سر هم قرار بگیرم در یک سمت و سؤ به چه چیز اساسی‌ احتیاج مبرم داریم؟ بلی درست حدس زدید ما به وحدت احتیاج داریم. و حال اگه ما نقطه‌ها پشت سر هم  در یک صف قرار نگیریم چه میشود؟ بلی خط مستقیم تشکیل داده نمیشود نهایتا به سر منزل یا اصلا نخواهیم رسید و یا اینکه حالا حالا به این زودیها نخواهیم رسید.  و مطمئن باشید که این تنها راه رهأئی است و بس. پس تنها راه رهایی خط مستقیم است و تنها و تنها بوسیله اتحاد تمامی‌ ابنا بشر است که این محق میسر میشود و رسیدن به اتحاد و وحدت میسر نیست مگر با توصل به عشق و بس.  والسلام.

گر بود عمر به میخانه روم بار دگر… بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر
معرفت نیست در این قوم خدایا مددی… تا برم گوهر خود را بخریدار دگر

شنیدستم که این ره بس دراز است …… سر ره در پس پرده صد پرده راز است
چو من منزل ندیده استم فرا پیش …….. فسانه است آنچه را گویم از این بیش
چو بینی‌ جملگان افسانه سازند ……….….. به آن افسانه نرد عشق بازند
 تونیز، ز بهر خویش افسانه‌یی‌ چند ……….  بساز و دل، به آن افسانه‌ ها بند.

     …ناتمام

بشنو این نی چون شکایت می‌کند:

بشنو از  نی چون حکایت  می‌کند   از جداییها شکایت می‌کند
کز نیستان تا مرا ببریده‌اند   در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق   تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش   باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم   جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم
هرکسی از ظن خود شد یار من   از درون من نجست اسرار من
سر من از ناله‌ی من دور نیست   لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست   لیک کس را دید جان دستور نیست
آتشست این بانگ نای و نیست باد   هر که این آتش ندارد نیست باد
آتش عشقست کاندر نی فتاد   جوشش عشقست کاندر می فتاد
نی حریف هرکه از یاری برید   پرده‌هااش پرده‌های ما درید
همچو نی زهری و تریاقی کی دید   همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید
نی حدیث راه پر خون می‌کند   قصه‌های عشق مجنون می‌کند
محرم این هوش جز بیهوش نیست   مر زبان را مشتری جز گوش نیست
در غم ما روزها بیگاه شد   روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باک نیست   تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست
هر که جز ماهی ز آبش سیر شد   هرکه بی روزیست روزش دیر شد
در نیابد حال پخته هیچ خام   پس سخن کوتاه باید والسلام
بند بگسل باش آزاد ای پسر   چند باشی بند سیم و بند زر
گر بریزی بحر را در کوزه‌ای   چند گنجد قسمت یک روزه‌ای

آقای لاریجانی واقعاً چرا ؟

حیدری – لاریجانی که طرح دولت ملی را برای مطرح کردن خودش و پایین‌کشیدن احمدی‌نژاد مطرح کرد، وقتی برای خود سرانجام مطلوبی متصور نمی‌شود برادر محسن را تنها و تنها در میان راه رها می‌کند کاری که قالیباف نیز با رضایی انجام داد // لاریجانی که با قرار دادن رحمانی‌فضلی در راس دیوان محاسبات جنگ روانی جدیدی را همراه با افسادطلبان بر علیه دولت خدمتگزار و مردمی راه می‌اندازد // لاریجانی است که اخلاق را کنار گذاشته و در شرایطی که رئیس‌جمهور با استدلال‌های منطقی به مجلس ….
به قلم حسن حیدری باقرآبادي

“اتفاقات بزرگتری در راه است”؛ این جمله‌ای است که احمدی‌نژاد در جمع دانشجویان مشتاق در فرودگاه یزد در دومین سفر استانی به یزد عنوان می‌کرد، جمله‌ای که بارها و بارها در جمع دانشجویان عنوان کرده و حتی پیش از سوم تیر 84 نیز به آن اشاره کرده‌بود.
شاید فضای رسانه‌ای را برای ماها چنان نمود داده باشند که تصور کنیم بعد از روی کار آمدن احمدی‌نژاد در کشور و منطقه و جهان اتفاق خاصی رخ نداده‌است اما واقعیت آن است که اتفاقات بزرگی رخ داده و به نظر می‌رسد اتفاقات بزرگتری هم در راه است، اتفاقاتی که امثال موسوی، کروبی، رضایی، خاتمی و بزرگتر از اینها در آن گم می‌شوند.
رئیس‌جمهوری که به قول پرفسور مولانا به تنهایی یک رسانه است و انصافاً رسانه بود که توانست موجی از رایحه خوش خدمت را در سوم تیر 84 در فضای کشور ایجاد کرده و قلوب مردم را به سمت خود جذب کند، او اکنون در دل‌های مردم جا دارد و به خوبی توانسته‌است با خدمتگزاری خالصانه و بی‌منت، پاکدستی و یکی بودن با مردم همه اقشار را به سمت خود جذب کند و من با چشمان خود این موضوع را در سیل جمعیتی که 15خرداد در میدان امام(ره) اصفهان جمع شده‌بودند دیدم و هضم این مسئله برایم سنگین بود اما واقعیت داشت.

فرصت پرداختن به اتفاقات بزرگ چهار سال گذشته نیست که مقایسه وضعیت کشور در دنیا و وضعیت منطقه و دشمنان در شرایط فعلی با 4سال پیش خیلی از این اتفاقات بزرگ را نشان می‌دهد؛ پیشرفت‌های بزرگ علمی در انرژی هسته‌ای، نظامی، دارویی، ماهواره و…، کوتاه آمدن زورگویان در قبال ایران با ایستادگی و مقاومت کشور، تحولات منطقه‌ای و شکست رژیم صهیونیستی در جنگ‌های 33 و 22روزه، حرکت کشور به سمت آرمان‌های اصیل انقلاب بنحوی که در آن اصطلاحات ساختگی چپ و راست، اصولگرا و اصلاح‌طلب در آن رنگ باخت و افراد واقعیت وجودی خود را روشن کردند؛ علی لاریجانی که کردان ده سال دست راست وی در صداوسیما بود در جلسه رای اعتماد برخلاف آئین‌نامه اجازه نمی‌دهد تا زاکانی واقعیات را برای نمایندگان بگوید تا رفیق شفیقش رای بیاورد اما همو پس از روشن شدن مسایل برای همگان برای اینکه خود را روشنفکر جلوه دهد گذشته خود را فراموش کرده و بر احمدی‌نژاد و کردان می‌تازد.

همین لاریجانی که طرح دولت ملی را برای مطرح کردن خودش و پایین‌کشیدن احمدی‌نژاد مطرح کرد، وقتی برای خود سرانجام مطلوبی متصور نمی‌شود برادر محسن را تنها و تنها در میان راه رها می‌کند کاری که قالیباف نیز با رضایی انجام داد؛ لاریجانی که برای خودی نشان دادن و تبلیغاتی برای خودش سه سال زودتر از موعد همایش سی سال قانونگذاری در ایران را برگزار می‌کند و از همه حتی نهضت آزادی نیز دعوت می‌کند پس از عتاب حضرت آقا مجبور می‌شود شکرانه وحدت را به تلافی آن مراسم کذایی برگزار کند.
لاریجانی که با قرار دادن رحمانی‌فضلی در راس دیوان محاسبات جنگ روانی جدیدی را همراه با افسادطلبان بر علیه دولت خدمتگزار و مردمی راه می‌اندازد و لحظه‌ای تا روز قبل از انتخابات از این کار خود دریغ نمی‌ورزد.
همین لاریجانی است که اخلاق را کنار گذاشته و در شرایطی که رئیس‌جمهور با استدلال‌های منطقی به مجلس بواسطه تبدیل لایحه بودجه دولت به یک طرح اخطار قانون اساسی می‌دهد سخنان رئیس‌جمهور را به طنز تشبیه کرده و چماقی را برای کوبیدن بر سر احمدی‌نژاد مظلوم در اختیار زیاده‌خواهان و یاوه‌گویان می‌دهد، آن‌هایی که توهم موج سبز آن‌ها را موجی کرد و اکنون در توهم خودساخته چنان گرفتار آمده‌اند که هیچکس را بجز خودشان قبول ندارند و گویی اینان فرشته‌ای از سوی پروردگار برای نجات انقلاب شده‌اند.
همین لاریجانی که باز هم در شرایطی که کشور دچار چالش ایجاد شده از سوی قانون‌شکنان قانون‌گریز شده و دشمن نیز تحت لوای این آقایان به دنبال عملی کردن دستورات انقلاب مخملی در ایران است در گفتگوی ویژه خبری ژست روشنفکرمابی گرفته و می‌گوید که چرا به مردم مجوز قانونی برای تجمع داده نمی‌شود؟ شاید ایشان هم فکر می‌کند با یک یا چند تجمع قانونی یا غیرقانونی کار تمام می‌شود؟ واقعا عجیب است از این آقایان که نمی‌دانند یا خود را به نادانی زده‌اند در این شرایط حساس و آب به آسیاب دشمن می‌ریزند.
مردم و آحاد ملت به دنبال بیانات رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه تهران مسیر خود را تشخیص داد و عجیب است که این سخنان لاریجانی پس از بیانات رهبری معظم افاضه می‌شود؟
باید برای مظلومیت علی زمان گریست که چنین یارانی در صدر انقلاب قرار گرفته‌اند و اگر نبودند ملتی آگاه، شجاع و همیشه در صحنه با حضور ولی‌فقیه در راس امور، این خواص که بارها پایشان لغزیده‌است انقلاب را بر باد فنا داده‌بودند.
درد خود را کجا ببریم که امثال لاریجانی که مغرضانه و آگاهانه و لجوجانه بخاطر رئیس‌جمهور نشدن خود در سوم تیر 84 از احمدی‌نژاد انتقام می‌گیرند حتی اگر به قیمت ضربه خوردن به نظام و انقلاب باشد.
اللهم‌اجعل عواقب امورنا خیرا

دستگيري7 نفر از عناصر گروهك ضدانقلاب در قزوين

مديركل اطلاعات استان قزوين از دستگيري هفت نفر از عناصر وابسته به گروهك ضدانقلاب در قزوين خبر داد
به قلم

مديركل اطلاعات استان قزوين امروز در گفتگو با فارس ، بيان داشت: هفت نفر از عناصر وابسته به گروهك ضدانقلاب كه در ناآرامي‌ها و اغتشاشات اخير شهرهاي قزوين و تهران حضور فعال داشتند با تلاش و پيگيري اطلاعاتي ـ عملياتي سربازان گمنام امام زمان (عج) در اداره كل اطلاعات استان قزوين شناسايي و با هماهنگي مرجع قضايي دستگير و روانه زندان شدند.

وي ادامه داد: افراد دستگير شده كه سابقه ارتباط با گروه‌هاي ضدانقلاب را دارند در اغتشاشات اخير شهرهاي قزوين و تهران شركت داشته و ضمن تحريك اراذل و اوباش، به ايجاد ناامني و آشوب دست مي‌زدند.

مديركل اطلاعات استان قزوين تصريح كرد: متهمين در بازجويي‌هاي خود به داشتن ارتباط با برخي شبكه‌هاي ضدانقلاب و منافقين در خارج از كشور اعتراف كرده‌اند.

عيادت نمايندگان مجلس از مجروحان اغتشاشات

چند تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي امروز پنجشنبه از مجروحان اغتشاشات اخير تهران ، بستري شده در يکي از مرکز درماني عيادت و از آنان دلجويي کردند.
به قلم

به گزارش ايرنا در اين بازديد حجت الاسلام حميد رسايي ، علي اصغر زارعي ، مهدي کوچک زاده نمايندگان مردم تهران و حميد رضا بابايي عضو هيات رييسه مجلس و نماينده مردم همدان در مجلس شوراي اسلامي حضور داشتند.

يکي از مجروحان اغتشاشات اخير در اين ديدار ضمن تشکر از زحمات نمايندگان مجلس شوراي اسلامي گفت : در جريان درگيري دريکي از خيابانهاي تهران در برخورد با يک خودرو از ناحيه پا دچار شکستگي شدم .

وي با تشکر از مسئولين اين مرکز درماني به جهت رسيدگي خوبشان گفت : عوامل اين اغتشاشات با هماهنگي اين اقدامات را انجام دادند.

اين دانشجوي رشته مديريت صنعتي افزود : يکي از دوستانم نيز هم اکنون در اتاق عمل است و وي نيز به شدت آسيب ديده است .

حجت الاسلام حميد رسايي ضمن آرزوي بهبودي براي وي گفت : وظيفه ما اين بود که به عيادت شما بياييم و از زحمات شما قدرداني نماييم .

حاجي بابايي نيز ضمن آرزوي بهبودي براي اين خادم ملت گفت : خادم بودن هزينه دارد که شما آن را پرداختيد ، حاضريد به شما ضربه بخورد اما به رهبر نه.

يکي ديگر از مجروحان اغتشاشات اخير نيز گفت : براي برقراري نظم و جلوگيري از هر گونه اغتشاش مشغول گشت زني در منطقه مخبر الدوله بودم که خودرو نيساني از خط ويژه به سمت من آمد و پس از برخورد با من مرا مجروح کرد.

وي گفت : روز اول اعتنايي به زخم خود نداشتم اما پس از چند روز دچار خونريزي و بستري شدم .

وي که خود را کارمند يک شرکت خصوصي معرفي کرد افزود : ما بدون هيچ ادعايي پشتيبان ولايت فقيه هستيم .

اين مجروح اغتشاشات اخير با اشاره به اين مطلب افزود : پيامي که براي اغتشاش گران دارم اين است که آنها و حاميانشان ره به جايي نخواهند برد چرا که ما پشتيبان رهبر و ولايت فقيه هستيم .

وي گفت : ما هرچه ضربه مي خوريم از داخل است و مادامي که دشمن از داخل اميدي نداشته باشند ، بيگنانگان نمي توانند به ما ضربه بزنند.

رسايي گفت : به منظور تقدير از زحمات خالصانه شما به اينجا آمده ايم و آرزوي سلامت و بهبودي شما را داريم .
يکي ديگر از مجروحان اين حوادث گفت : در حال رفتن به منزل بودم که از سوي آشوبگران از ناحيه چشم و کمر مجروح شدم .

وي گفت : در خيابان آزادي زماني که اغتشاشگران به سمت نيروهاي امنيتي سنگ پرتاب مي کردند دچار مصدوميت شدم .
مادر اين مجروح با گريه و ناراحتي گفت : گناه فرزند من چيست ، من حق آن را از شما و کساني که اين حادثه را ايجاد کرده اند مي خواهم ، پدر وي از جانبازان جنگ است و در حال حاضر با مشکلات فراواني روبه روست .
وي که از ناحيه چشم احساس ناراحتي و درد مي کرد با نشان دادن محل مجروحيت خود به نمايندگان گفت : من بيگناه بودم و بي جهت سوختم .

مادر اين مجروح با ابراز ناراحتي از وضعيت بينايي فرزند خود در ادامه افزود : کشور قانون دارد و بايد به آن احترام گذاشت.
يکي ديگر از مجروحان بستري شده در اين مرکز درماني اظهارداشت : خدا راخوش نمي آيد که عده اي بي گناه بسوزند اينجا جنگل نيست که قانون نداشته باشد و هر کس حرف خودش را بزند ،بايد يک نفر تصميم گيرنده باشد و همه از آن اطاعت کنند ، کشور مال خودمان است و بايد براي ساختن آن تلاش کنيم .

حاجي بابايي افزود : وي فرزند نظام است و نظام وطيفه دارد به آن رسيدگي کند، مردم کمک کنند تا حوادثي مشابه رخ ندهد.
يکي ديگر از مجروحان اغتشاشات اخير نيز گفت در خيابان آزادي توسط آشوبگران با چاقو مورد ضرب و شتم قرار گرفتم .

وي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي خواست : مقصرين اين آشوبها را شناسايي کرده و به مردم معرفي کنند .
وي گفت : مردم شما را دوست دارند و دولت و مجلسي که اصولگراست مردمش دعا گو هستند .

وي که از ناحيه ريه مجروح شده است گفت : مردم را روشن کنيد و عوامل حادثه را معرفي و مجازات نماييد .
حاجي بابايي به وي گفت : شما مايه افتخار کشور و نظام هستيد.

وي که مربي تربيتي يکي از مدارس تيزهوشان کشور نيز هست گفت : من خدمتگزار نظام هستم و از 5 ناحيه چاقو خوردم و دوستانم نيز جراحات زيادي ديدند.

حجت الاسلام رسايي گفت : ما نيز همانند شما خدمتگزار نظام هستيم و فقط جايگاه خدمتتان فرق کرده است .

نمايندگان مجلس در پايان عيادت خود از مجروحان اغتشاشات اخير با آرزوي سلامتي و بهبودي براي خادمان ملت و نظام گفتند : مسئولين نظام قضاياي اخير را مورد بررسي قرار داده و مي دهند و عاملان اين حوادث را محاکمه خواهند کرد.

محورهاي عمليات رواني عليه مردم ايران

در شماره روز گذشته با انتشار بخش اول مطلبي تحت نام «لشكر‌كشي رسانه‌اي عليه مردم ايران» به بررسي نقش بنگاه سخن‌پراكني BBC در پيشبرد اهداف دولت‌هاي استعمارگر عليه مردم ايران پرداختيم و در همين راستا سه محور اجتماعي، فرهنگي و سياسي از محورهاي چندگانه اين رسانه براي ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي ايران مورد بررسي قرار گرفت. در بخش پاياني اين مطلب به بررسي ساير محورهاي اين رسانه براي رسيدن به مقصود دولت‌هاي بيگانه خواهيم پرداخت
به قلم مسعود پولادوند

در شماره روز گذشته با انتشار بخش اول مطلبي تحت نام «لشكر‌كشي رسانه‌اي عليه مردم ايران» به بررسي نقش بنگاه سخن‌پراكني BBC در پيشبرد اهداف دولت‌هاي استعمارگر عليه مردم ايران پرداختيم و در همين راستا سه محور اجتماعي، فرهنگي و سياسي از محورهاي چندگانه اين رسانه براي ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي ايران مورد بررسي قرار گرفت. در بخش پاياني اين مطلب به بررسي ساير محورهاي اين رسانه براي رسيدن به مقصود دولت‌هاي بيگانه خواهيم پرداخت.
د: محورهاي هنري
1-تحريف واقعيات: بهره‌برداري از هنر به عنوان ابزاري مهم در جهت انجام تبليغ و تحريف واقعيات فرهنگي، اجتماعي و سياسي كشور از طريق ابزار هنري و انتقال آن به مخاطبين.
2-ابتذال: ترويج ابتذال و بي‌بندوباري از طريق كاركردهاي هنري و فاسد و ناكارآمد جلوه دادن اركان نظام در قالب و پوشش آثار هنري به مخاطبين.
3-رؤيا پردازي: ترويج رويا پردازي و القاي حس پوچي و يأس در مخاطبين و برجسته‌سازي معضلات و فاصله جامعه فاضله مورد نظر با جامعه موجود.
4-قانون‌گريزي: تبليغ تمرد از قوانين و قانون‌گريزي در آثار هنري به عنوان شيوه‌اي در جهت نشان دادن اعتراض به وضع موجود.
5-برجسته‌سازي مشكلات: برجسته‌سازي مشكلات معمول در همه جوامع و تعميم آن به ناكارآمدي نظام و سياست‌هاي آن و غلو و غير قابل حل جلوه‌دادن اين مشكلات توسط نظام حاكم.
6-كوچك نمايي توفيقات: كم و بي‌ارزش جلوه دادن توفيقات و موفقيت‌هاي علمي، سياسي و اجتماعي كشور.
ه: محورهاي اقتصادي
1-تحريم‌هاي اقتصادي: انجام تبليغات وسيع در خصوص سطح و نوع تحريم‌هاي اقتصادي بر ضدنظام و غلو در تأثيرات اين تحريم‌ها در جامعه و القاي حس نااميدي در مردم و نارضايتي آنان از نظام.
2-بزرگنمايي مشكلات: نقطه گذاري و برجسته سازي برخي مشكلات معمول اقتصادي به جهت تحولات جهاني و تعميم آن به نظام و كاركردهاي اقتصادي آن.
3-اخلال در روند اقتصادي: محدود سازي تجارت با ايران، سنگ اندازي در جهت عقد قراردادهاي تجاري، ناامن جلوه دادن سرمايه‌گذاري در ايران و …
4-استفاده از ابزار سياسي: استفاده از روابط بين‌المللي در جهت فاصله انداختن ميان ايران و كشورهاي ديگر از طريق اعمال فشار سياسي، تهديد به كاهش سطح روابط، كاهش سطح مبادلات تجاري و اقتصادي و نظاير آن.
و: محورهاي امنيتي
1-ناامني در نقاط مرزي: كمك به تجهيز اشرار و قاچاقچيان و گروهك‌هاي معاند با نظام در جهت نفوذ و ايجاد حس ناامني در مرزها از طريق گروگانگيري، قتل و جنايت، تجاوز و تعدي به مرزنشينان و بي‌اقتدار جلوه دادن و القاي حس بي‌توجهي و ناكارآمدي نظام در تامين امنيت.
2-تهديد نظامي: تهديد به انجام عمليات نظامي به اشكال گوناگون در جهت مرعوب ساختن مردم و مسوولان با هدف اجراي عمليات رواني.
3-ايجاد حس بي‌اعتمادي در همسايگان: القاي حس تهديد بودن جمهوري اسلامي ايران براي همسايگانش،تبليغ چشم طمع داشتن جمهوري اسلامي به خاك همسايگان و تبليغ حمايت ايران از گروه‌هاي معاند با نظام‌هاي حاكم در منطقه.
4-ترغيب مرزنشينان به نافرماني مدني: تبليغ قوميت پرستي (پان تركيسم، پان عربيسم و…) و ترغيب آنان به تمرد از قوانين و مقابله با نظام.
5-ترغيب به تجزيه طلبي: قلب موضوعات تاريخي و ترغيب قوميت‌ها به تجزيه طلبي و تبليغ عدم سنخيت فرهنگ ملي با فرهنگ فولكلور منطقه‌اي
6-ايجاد حس ناامني و اغتشاش در جامعه: ايجاد و حمايت از گروه‌هاي شرور، بزهكار، ضدانقلاب و مضمحل در جهت ايجاد حس ناامني در جامعه و موضع‌گيري در مقابل سركوب و بازداشت آنان توسط نظام و القاي حس خفقان و عدم آزادي بيان در تبليغات خود.
گــروه‌هاي هدف در تبليغات
انجام شده
1-مخالفان سياسي نظام 2-افراد بي‌تفاوت 3-طرفداران و همراهان با حكومت
محيط تبليغات صورت گرفته
محيط داخلي:
1-گروهك‌هاي معاند با نظام 2-فريب‌خوردگان و مزدوران وابسته به استكبار جهاني 3-قلم به مزد فروشان و هوچيگران سياسي 4-غافلين و مغرضين
شيوه‌هاي اجرا
1-تهمت و افترا به مسوولان 2-ايجاد حساسيت‌هاي كاذب 3-تبليغ ناكارآمدي دولت و دستگاه‌هاي مرتبط 4-زير سؤال بردن اقدامات دولت و دستگاه‌هاي مرتبط با مسائل كلان كشور
محيط بيروني:
1- آمريكا، انگليس، اسراييل 2-كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس 3-كشورهاي همسايه با ايران 4-كشورهاي اروپايي شيوه‌هاي اجرا:
1-محور شرارت قراردادن ايران 2-تهديد بودن ايران براي جهان 3-حمايت ايران از تروريسم 4-حمايت ايران از مخالفين دولت‌هاي منطقه 5-جنگ طلب بودن ايران و تلاش در جهت دستيابي به سلاح اتمي 6-عدم رعايت حقوق بشر در ايران 7-اعدام و سركوب مخالفان در ايران 8-مخالفت ايران (حكومت) با دانش، ادب و هنر 9-زياده خواهي

تاكتيك بحران سازي غرب در ايران

ايجاد بحران و اغتشاش در كشور در زمان انتخابات دهم رياست‌جمهوري سناريوي تعريف شده‌اي بود كه از ماه‌ها قبل از انتخابات از سوي آمريكا و هم‌پيمانان اين كشور همچون انگليس طراحي شده بود.
به قلم سيد علي مرادخاني

ايجاد بحران و اغتشاش در كشور در زمان انتخابات دهم رياست‌جمهوري سناريوي تعريف شده‌اي بود كه از ماه‌ها قبل از انتخابات از سوي آمريكا و هم‌پيمانان اين كشور همچون انگليس طراحي شده بود. هدف اصلي، «براندازي نظام جمهوري اسلامي» است كه منافع و مطامع آنها را در منطقه و شايد در جهان با مشكل روبه‌رو كرده است، كه براي اين منظور بارها در شرايط مختلف با استفاده از فرصت، سعي شده با فتح سنگرها و موانع و به اصطلاح هدف‌هاي فرعي راه رسيدن به هدف اصلي را محقق كند. يكي از اين اهداف كه موقعيت استكبار را همواره با خطر مواجه ساخته، جريان اصولگرايي است كه با تكيه بر اصول و مباني اسلامي و انقلاب و انديشه‌هاي راسخ بنيانگذار انقلاب اسلامي چند سالي است كه زمام امور اداره كشور را در اختيار گرفته و با اتخاذ سياست‌هاي تأثيرگذار داخلي و خارجي، توان و اقتدار نظام جمهوري اسلامي را در منطقه و جهان به نمايش گذاشته است. در اين فرايند دولت نهم برخاسته از بطن مردم با تكيه بر اعتقادات اصولگرايي در مدت چهارسال اخير، آنچنان در عمق بخشي اصولگرايي در محيط داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي با اتخاذ سياست‌هاي اصولي و قاطعانه توانست موفق عمل كند كه مخالفين و معاندين را به تحير و تحرك وادار نمود، يك نشريه آمريكايي بعد از انتخابات دهم گزارشي به قلم دكتر رافائل جانسون با اشاره به تحولات و حوادث بعد از انتخابات با اين سؤال كه چرا احمدي‌نژاد بايد پيروز شود، مي‌نويسد: چون حكومت او در اين چهار سال عادلانه بوده است و با اشاره به رشد 6 درصدي اقتصاد و كاهش نرخ بيكاري به 12 درصد و كاهش و دوري از وابستگي به نفت و … مي‌گويد در اقتصاد موفق عمل كرده و رئيس جمهوري بوده كه بدون جلب توجه غرب رئيس جمهور شده است و در مقابل تهديدات آمريكا و اسراييل به طور موفق آميز ايستادگي کرده‌ است.
در سناريوي آمريكايي، اصولگرايي و دولت نهم هدف قرار گرفت، بنابر اين از ديدگاه استكبار، اولويت اساسي درباره انتخابات ايران جلوگيري از پيروزي احمدي نژاد بود. آمريكايي‌ها از شش ماه قبل نيك مي‌دانستند كه كانديداي اصولگرا پيروز انتخابات خواهد بود. براي واكنش سريع در مقابل اين موفقيت اصولگرايي ايجاد بحران و آشوب از سوي غربي‌ها تدارك ديده شد و از طريق رقيب انتخاباتي كه مورد حمايت آنها بود در داخل كشور دنبال شد.
رابرتزيك، سياستمدار آمريكايي طي مقاله‌اي نقش دولت آمريكا در آشوب‌هاي پس از انتخابات در ايران را افشا كرد. او در اين مقاله مي‌گويد: آمريكا رئيس جمهور ايران، محمود احمدي نژاد را مورد هجمه تبليغاتي قرار داده و او را خطرناك معرفي مي‌نمايد و براي بي‌ثبات سازي ايران گزارش‌هاي زيادي از كمك‌هاي مالي آمريكا وجود دارد كه يكي از آنها طبق اسنادي ثابت مي‌كند 400 ميليون دلار براي انقلاب مخملي پس از برگزاري انتخابات هزينه شده است. در همين مقاله آمده است كه رسانه‌هاي آمريكا پس از انتخاب احمدي نژاد بدون وقفه سعي كردند تا تقلب در انتخابات را به جهانيان القا كنند و انگلستان و آلمان نيز بدون پشتوانه اطلاعاتي و تنها به دنبال آمريكا صحت انتخابات ايران را زير سؤال بردند. خيلي جالب است كه اشاره مي‌كند به اينكه منبع اطلاعاتي آمريكا چيزي جز اظهارات كانديداي شكست خورده ايران نيست كه آمريكا نيز مي‌خواست او پيروز انتخابات باشد.
اغتشاشات و بحران سازي اوضاع ايران از فرداي روز انتخابات تحقق سناريويي بود كه غربي‌ها به ويژه آمريكا در دستور كار داشت كه متاسفانه توسط برخي از هواداران يك نامزد با پشتوانه برخي از جريان‌هاي سياسي شدت يافت و خسارت‌هاي ميلياردي به اماكن خصوصي و عمومي به بار آورد و شرايطي فراهم شد تا سودجويان و عناصر مسلح منافقين و اشرار، تني چند از افراد بي‌گناه را به ضرب گلوله كشته و تعدادي را نيز زخمي كنند.
آمريكا در اين پروسه از بحران سازي، تاكتيك ايجاد
«شكاف بين نخبگان» براي وارد كردن ضربه نهايي و استمرار بخشيدن به آشوب‌ها را به كار گرفت. همسو بودن جريان رقيب و تئوري‌پردازان آن با غرب تا اندازه قابل توجهي «تاكتيك شكاف» را به موفقيت‌ قرين كرد. گروه رقيب به ويژه پس از شكست در انتخابات، از طريق روش‌هاي غير قانوني و غير اخلاقي همچون تأكيد بر «ابطال انتخابات» و صدور بيانيه‌هاي تند و آمريكاپسند مسير حركت و تاكتيك غرب در داخل كشور را تسهيل نمودند. اين گروه با بدعت آفريني‌‌هاي جديد و برخوردار از حمايت‌هاي آشكار استكبار، پشتوانه‌هاي مردمي خود را اندك‌اندك از دست دادند تا اينكه با روشنگري‌هاي تاريخي رهبر فرزانه انقلاب و تلاش رسانه ملي و ساير شخصيت‌هاي فعال سياسي و مذهبي، شكاف مورد انتظار غرب در ايران، تنزل يافت و جامعه از انشقاق ملي به يكپارچگي و انسجام هميشگي روي آورد.

پيگرد قضايي موسوي مشروط شد

عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس با اشاره به ارائه چندين شكايت عليه موسوي از سوي نمايندگان مجلس، ‌ گفت:
به قلم

عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس با اشاره به ارائه چندين شكايت عليه موسوي از سوي نمايندگان مجلس، ‌ گفت: ‌ اين شكايات هنوز به قوه قضائيه ارائه نشده چرا كه رهبر معظم انقلاب هم كانديداها را دعوت به آرامش كردند اما اگر دامنه اقدامات موسوي ادامه پيدا كند حتماً اين شكايت را به دستگاه قضایی ارائه مي‌كنيم. به گزارش فارس، ‌ حجت‌الاسلام محمد تقي رهبر در حاشيه جلسه ديروز مجلس در گفت‌وگو با خبرنگاران از تنظيم شكايتي از سوي نمايندگان عليه موسوي به دليل اقدامات وي در حوادث اخير خبر داد. وي با تأكيد‌ بر اينكه شكايتي عليه وي تنظيم و به امضاي شمار زيادي از نمايندگان اعم از روحانيون و غيرروحاني رسيده است، افزود: ‌ تنظيم اين شكايت به دليل اقدامات و نقش اخير موسوي در وقايع اخير است. رهبر اضافه كرد كه شكايت عليه موسوي هنوز به قوه قضائيه ارائه نشده چرا كه رهبر معظم انقلاب كانديداها را دعوت به آرامش كردند اما اگر دامنه اقدامات موسوي ادامه پيدا كند حتماً شكايت را به قوه قضائيه ارائه مي‌كنيم. رهبر با استناد به قانون مجازات اسلامي گفت: ‌ به هر حال كساني كه اجتماعات و راهپيمايي‌هاي غيرقانوني را برپا مي‌كنند بايد مورد پيگرد قانوني قرار گيرند

تحرکات مشکوک یک روزنامه اصولگرا

يكي از روزنامه‌هايي كه هم به صورت مكتوب و هم آنلاين منتشر مي‌شود مورد حمايت مالي رئيس يك نهاد آموزشي بزرگ مي‌باشد.
به قلم

يكي از روزنامه‌هايي كه هم به صورت مكتوب و هم آنلاين منتشر مي‌شود مورد حمايت مالي رئيس يك نهاد آموزشي بزرگ مي‌باشد. اين روزنامه در ايام انتخابات به صورت كامل از موسوي حمايت مي‌كرد. روزنامه مذكور به رغم اينكه گفته مي‌شود مورد حمايت يك چهره برجسته اصولگرا است به صورت ارگان غيررسمي رئيس اين نهاد آموزشي در آمده است. گرداننده اصلي اين روزنامه تلاش مي‌كند خود را به يكي از چهره‌هاي برجسته جريان اصولگرا منتسب كند، اما اطلاعات حاكي از آن است كه اين روزنامه با حمايت مالي رئيس نهاد آموزشي مذكور اداره مي‌شود. رئيس اين روزنامه، مسؤول كانون دانش‌آموختگان همان نهاد آموزشي است. گفتني است اين روزنامه روز گذشته به دليل وجود مطالب بسيار تند به دستور وزارت ارشاد از چاپ بازماند

(م.خ) “مرد خاكستري” موسوی را تهدید کرد

شنيده شده كه ميرحسين موسوي پس از اغتشاشات اخير و بيانيه‌هايي كه صادر كرد از دو طرف تحت فشار قرار دارد؛ از يك طرف طيف تندروهاي جريان دوم خرداد به رهبري (م.خ) مرد خاكستري اصلاحات به موسوي فشار مي‌آورند كه بايد راهي را كه آغاز كرده ادامه دهد و با همين شدت و لحن و ادبيات تند جلو برود،
به قلم

شنيده شده كه ميرحسين موسوي پس از اغتشاشات اخير و بيانيه‌هايي كه صادر كرد از دو طرف تحت فشار قرار دارد؛ از يك طرف طيف تندروهاي جريان دوم خرداد به رهبري (م.خ) مرد خاكستري اصلاحات به موسوي فشار مي‌آورند كه بايد راهي را كه آغاز كرده ادامه دهد و با همين شدت و لحن و ادبيات تند جلو برود، البته بايد فاز را عوض كند.
از سوي ديگر موسوي توسط يكي از مهمترين چهره‌هاي حامي خود پيامي دريافت كرده كه ادامه اين حركات تند به مصلحت نيست و اين رفتار راديكال باعث رودررويي وي با نظام مي‌شو

پس از انتشار خبر حضور (م.ق)

پس از انتشار خبر حضور (م.ق) سردبير يكي از روزنامه‌هاي دوم خردادي در يكي از كشورهاي حاشيه خليج فارس و آموزش در حوزه انقلاب‌ مخملين،‌ روز گذشته رسانه‌هاي وابسته به اين جريان ضمن زير سؤال بردن اصل خبر مدعي شدند كه نامبرده پاسپورت نداشته و تا كنون از كشور خارج نشده است! ذكر چند نكته در اينجا ضروري است
به قلم

پس از انتشار خبر حضور (م.ق) سردبير يكي از روزنامه‌هاي دوم خردادي در يكي از كشورهاي حاشيه خليج فارس و آموزش در حوزه انقلاب‌ مخملين،‌ روز گذشته رسانه‌هاي وابسته به اين جريان ضمن زير سؤال بردن اصل خبر مدعي شدند كه نامبرده پاسپورت نداشته و تا كنون از كشور خارج نشده است! ذكر چند نكته در اينجا ضروري است.
1- صرف نداشتن پاسپورت دليل بر خروج از كشور نيست. خروج بسياري از چهره‌هاي فراري از كشور بدون مجوز و گذرنامه صورت گرفته است.
2- آقايان به جاي اينكه اعلام كنند (م.ق) پاسپورت ندارد علت نداشتن پاسپورت را ذكر كنند. آنها رسماً اعلام كنند كه ايشان به دليل نرفتن به خدمت سربازي نتوانسته پاسپورت بگيرد!
3- هم حزبي‌هاي‌ ايشان كه با شعار تغيير و اداره كشور بر مبناي قانون در انتخابات از كانديداي خود حمايت مي‌كردند روشن كنند كه آيا نرفتن به خدمت سربازي، فرار از قانون معني نمي‌شود؟
چطور مي‌‌خواهند با افرادي كه از قانون فرار مي‌كنند كشور را به سمت قانونگرايي ببرند.